دیشب ( شعر عاشقانه و غمگین )

دیشب چه شبی بود

شب غم و ماتم

گویی که رسیده

مرگ من ز عالم

آشفته شبی بود

قلب من چه زشت بود

گویی که ندیدم

جایی که بهشت بود

قلب من سیه بود

چشم من چه تاریک

ابروان من کج

شانه ی تو خالی

شانه ات نفس بود

ای امید هستی

تو نفس نبودی

تو عشق من هستی

در دلم نوشتم

تا آخر این خط

عاشق تو هستم

عاشق تو هستم

منبع: دلمردگی ها

/ 0 نظر / 20 بازدید