اونیکه می خواستی

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

اسم تو رو رو بال مرغا نوشت

رو کنده ی سبز درختا نوشت

یه روز که بارون میومد بهش گفت

یه روز دیگه رو موج دریا نوشت

دریا با موجاش اون رو از خودش روند

مرغ هوا گم شد و اون رو گریوند

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

باد اومد و تو جنگلها قدم زد

اسم تو رو از همه جا قلم زد

ببین جدایی چه به روزش آورد

چه سرنوشتی که براش رقم زد

/ 0 نظر / 4 بازدید