شعر و مطالب عاشقانه

بروزترین عکس ها و مطالب فقط و فقط در اینجا

گل سرخی به من دادی

 گل زردی به تو دادم!

دلت بشکست !!

غمی جانکاه در سیمای تو بنشست

تو با اشک به من گفتی:

مگر من را نمیخواهی؟!!

چرا از من جدا گشتی؟!!

تو با حسرت مرا دیدی ولی افسوس

منظورم را نفهمیدی!!

سپس دستان گرمت را بوسیدم.

نگاهت کردم و گفتم:

توئی تنها امید جان.توئی همواره مجنونم.

مگر جان را توان باشد جدائی از امید جان.

گل زردی به تو دادم که وقتی دیگر از من سیر گشتی.

اسیر زلف یار دیگری گشتی.

به خودت زحمت صد باره نبخشی.

این تک گل زرد را به خودم ساده ببخشی...

نوشته شده در شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ توسط ســحـر نظرات ()


Design By : Pichak